خانه / مشاهیر

مشاهیر

شهید والامقام احمد مظفری

شهید والامقام احمد مظفری

احمد مظفری فرزند محمدحسن سال ۱۳۳۸ در ابرسج شاهرود به دنیا آمد. تا سال سوم دبیرستان درس خواند. خانوادۀ آنها سال پیروزی انقلاب کوچشان را به بسطام بردند تا او بتواند حرفۀ جوشکاری را نزد استاد حسن مرادی فراگیرد. او عضو جهاد سازندگی شاهرود شد. سرانجام در تاریخ ۲۱ اسفند …

بیشتر بخوانید »

حاج آقا حسین موسوی شاهرودی

حاج آقا حسین موسوی شاهرودی

حاج آقاحسین‌ موسوی‌ شاهرودی   حاج‌ آقا سیدحسین‌ موسوی‌ شاهرودی‌ فرزند آقا سید محمّد در سال‌۱۳۱۵ ه.ق‌ در روستای‌ ابرسج‌ دیده‌ به‌ جهان‌ گشود پس‌ از فراگیری‌دروس‌ مقدمات‌ و سطح‌ در شهرستان‌ شاهرود به‌ مشهد و نجف‌ عزیمت ‌کرد و سال ها از محضر دروس‌ آیت‌ الله العظمی‌ سید ابوالحسن‌ …

بیشتر بخوانید »

آیت‌ الله میرزا هدایت‌ الله ابرسجی‌

ابرسجی‌، آیت‌ الله میرزا هدایت‌ الله

ابرسجی‌، آیت‌ الله میرزا هدایت‌ الله میرزا هدایت‌ الله فرزند عبدالله، فقیه‌ و دانشمند قرن‌ سیزدهم‌ درروستای‌ ابرسج‌ به‌ دنیا آمد. وی‌ پس‌ از سپری‌ کردن‌ دوران‌ کودکی‌ برای‌تحصیل‌ و کسب‌ معارف‌ اسلامی‌ به‌ مشهد مقدّس‌ رفت‌ پس‌ از کسب‌مقدمات‌ علوم‌ به‌ اصفهان‌ مسافرت‌ کرد وی‌ در اصفهان‌ فقه‌ و …

بیشتر بخوانید »

آیت الله حاج سیدعباس موسوی

آیت الله حاج سیدعباس موسوی

آیت الله حاج سیدعباس موسوی آیت الله حاج سید عباس شاهرودی فرزند حجه الاسلام والمسلمین بابا آقا سید علی موسوی از اکابر ودانشمندان وحکماء متقس وعلماء مشهد است ایشان در روستای ابرسج شاهرود متولد شدند وپس از آشنایی با مبادی علوم به تهران رفتند واز خدمت میرزا ابوالحسن جلوه ومیرزا …

بیشتر بخوانید »

آیت الله شیخ عباسعلی مظفری ابرسجی شاهرودی

آیت الله شیخ عباسعلی مظفری ابرسجی شاهرودی

آیت الله حاج شیخ عباسعلی مظفری ابرسجی شاهرودی آیت‌ الله حاج‌ شیخ‌ عباس‌ علی‌ ابرسجی‌ معروف‌ به‌ شاهرودی‌ در سال‌۱۳۲۰ ه.ق‌ در روستای‌ ابرسج‌ پا به‌ عرصه‌ وجود گذاشت‌. جدّ وی‌ حاج‌ محمد و پدرش‌ حاج‌ قدیر ابرسجی‌ از جمله‌ افراد خیّر ونیکوکار، پایبند به‌ فرایض‌ و احکام‌ نورانی‌ اسلام‌، …

بیشتر بخوانید »

موقعیت جغرافیایی بسطام در منابع معتبر تاریخی

موقعیت جغرافیایی بسطام در منابع معتبر تاریخی

موقعیت جغرافیایی بسطام در منابع معتبر تاریخی – استان سمنان از جانب شمال به استان های خراسان شمالی، گلستان و مازندران، از جنوب به استان های یزد و اصفهان، از مغرب به استانهای تهران و قم و از مشرق به استان خراسان رضوی محدود می شود. در گذشته نام این …

بیشتر بخوانید »

امام جعفر صادق و بایزید بسطامی

امام جعفر صادق و بایزید بسطامی

امام جعفر صادق (ع) پایه گذار عرفان در اسلام امام جعفر صادق امام ششم شیعیان اثنی عشری (دوازده امامی) فرزند امام محمد باقر امام پنجم شیعیان در روز هفدهم ربیع الاول سال ۸۲ هجری در خانه امام زین العابدین (ع) امام چهارم شیعیان در مدینه متولد شده است. در مورد …

بیشتر بخوانید »

در ناتوانی معرفت بایزید بسطامی بخش ۲

در ناتوانی معرفت بایزید بسطامی بخش ۲

فی عجز المعرفه فی عجز المعرفه ای دروازه بان معرفت! نسخه خلق قدم در دفتر آفاق نبشتی. آنچه دلق پوشان ازل گفتند، از لوح خیال جان به آب اخضر قدم شستی. از فضول حدثان بیرون شو، که عرش اشارت مشبهان است. پای بر بالای ورای ورا، تا در منقار عقاب …

بیشتر بخوانید »

در وصف بایزید بسطامی بخش ۵

در وصف بایزید بسطامی بخش ۵

فی وصف حالی این استان انتقال اکانت ای مفتاح گنج نامه جود! تنگدلان را از خزاین غیبت حکمت فتوحی بده. شطحیات شیرگیران بیابان وحدت را سر (سبحانی) بنمای. نه مصباح آسمان وجودی؟ شب پران مرغ عیسی را از چراغدان (الله نورالسماوات) نوری ببخش. سبز طارم چرخ زراق را از خنب …

بیشتر بخوانید »

در خطاب معرفت بایزید بسطامی

در خطاب معرفت بایزید بسطامی

فی خطاب المعرفه ای نور مصباح ازل! دانم که مرغ اجل جناح عصمت نگیرد از آنکه فاخته دردت طوف دار حلقه هویت است. ای مرید شکر گوی! ما را فلک الحمد) گوی، زیرا که بت بتخانه ملکوت (هذا ربی) در جان ماست. مائده عیسی گریخته در صحن چهارم ملکوت بر …

بیشتر بخوانید »

در معرفت بایزید بسطامی

در معرفت بایزید بسطامی

فی المعرفه ای محمل دار! (فتهجد به نافله لک) هان که مطایاء عبودیت بساحل بیابان وحدت بار (انا عرضنا الأمانه ) بنهادند. دیده بان (ان ربک البالمرصاد) شباهنگ (تعرضو النفحات الرحمن) بر سر جاده لشکر (ینزل الله) بخوابانید. تودر هودج معراج در خواب منهاج شو، که مهد کشان (سبحان الذی …

بیشتر بخوانید »

در وصف بایزید بسطامی بخش ۴

در وصف بایزید بسطامی بخش ۴

فی وصفی ای بدیع الصفه! از خود بیرون آی، که ذرات وجود همه تویی، تو از ذره بیرون شو، تا بزبان بی زبانی بی علت دویی در هر مشهدی (أنا الله) گویی، ای صافی نظر! اگر از حادثه قبض و بسط بگذری، بی ترقی بی تلوین احکام حق را بی …

بیشتر بخوانید »

در توحید بایزید بسطامی بخش ۵

در توحید بایزید بسطامی بخش ۵

فی التوحید و المناجات ای جان گم گشته در غرق قدم. ترا کجا جویم؟ ای بی نیاز در تو با تو بی نیاز شدم، با که گویم؟ ای خاموش گویا! چند گویی و در نیستی بعد از نیستی خود را در قدم چه جویی؟ چون آیین معرفت شدی، شهد زهرداران …

بیشتر بخوانید »

در رمز معرفت بایزید بسطامی

در رمز معرفت بایزید بسطامی

  فی رمز معرفتی برانداز لؤلؤ و لاله فعلی، ای واهب نطق منشور «ألست بربکم» ای جان معرفت بخش! بدیع جان عشقی، اگر چه مأموری در امر معرفت رامش و دانش از کجا و ضرغام اجمۂ قدمی از کجا؟ نه، او جان عشق از جان جان خورد، که پوستین حدثان …

بیشتر بخوانید »

در رمز کلام بایزید بسطامی

در رمز کلام بایزید بسطامی

فی رمز کلامی هان که گفتی ای هدهد «احطت بمالم تحط به ! آنچه از علم قدر در اسرار نهفتی. ای ساکن پوینده! ای خاموش گوینده! این رمز با که گویی؟ در نطق ازل سفتی و حقیقت علم قدر گفتی. اکنون چون گفتی زین ابلهان گریز! زین پس با اهرمنان …

بیشتر بخوانید »

در علم قدر بایزید بسطامی

در علم قدر بایزید بسطامی

فی علم القدر عالم علم و علم آدم الاسماء» چون معلم ملکوت شد و مسافر عالم جبروت در صفوه مظلومان قدر نگاه کرد، دیدهاشان بپردۂ عصمت از غیب قدم پوشیده دید که آن معصوم را متهم یافت بدلیری «أتجعل فیها» گفتن بر تخته جهلشان سطر «انبئهم بأسمائهم» بنوشت. کامن سر …

بیشتر بخوانید »

در توحید بایزید بسطامی بخش ۴

در توحید بایزید بسطامی بخش ۴

فی حیرت التوحید خرقه سوزا! تا کی این مخرقۂ دلربا؟ تا کی این مزبله در هودج که پایش که پیش آهنگ مطایاء قدم رفت. در بیابان هویت محمل داران الى هبت از بی راهی حدث در قدم گم گشتند. تولاف از منزل حکمت کیوان چه زنی؟ از دریاء مسرمد صفات …

بیشتر بخوانید »

در وصف بایزید بسطامی بخش ۳

در وصف بایزید بسطامی بخش ۳

فی وصف حالی چه عجب داری سخنم در مشاهده و کشف، بعز دیمومیتش که بصد هزار جلال و کمال ازلی حق را بحق دیدم، لیکن تو چه دانی حدیث بی غرضان؟ شبی با من در طوای ملکوت بر طور جبروت همرنگ موسی شو، تا بهر ذره در هر سنگی صدهزار …

بیشتر بخوانید »

در تعبیر نفس بایزید بسطامی

در تعبیر نفس بایزید بسطامی

فی تعبیر نفسی و مناجاتی مع الله ای جاهل بت پرست! تو از بندگی قدم کیستی ؟ ای کمترین ذره هر ناچیز! تو باری کیستی؟ نبینی که بتیره زبان محبت چون دوال دعوی بر طبق معنی زدند، کس از ایشان نشنید، و اثر ایشان بعد از عدم در عدم ندید؟ …

بیشتر بخوانید »

در ناتوانی معرفت بایزید بسطامی بخش ۱

در ناتوانی معرفت بایزید بسطامی

فی عجز المعرفه شادی بر روان آن دلق پوش صحن صفاء صفوت باد! مست شطاح – طیفور بن عیسی – نگوید بد. این واقعه دانست که کون در عزتش کم از ذره ایست، و جمله پرندگان آسمان کبریا نزد منقار عنقاء قهر قدمش ملخان ناتمام اند. درصدد چرخ انجم نگر …

بیشتر بخوانید »