مشاهیر

طریقه شطاریه و بایزید بسطامی

طریقه شطاریه

نایب الصدر شیرازی (معصوم علیشاه) پیرامون طریق شطاریه چنین نوشته است:

در ابتدای سلسله طیفوریه اشاره شد که این سلسله را شطاریه نیز گویند. چنانچه از مرحوم میرزا محمد تقی کرمانی در ابتدای سلاسل نقل اشعار وی نموده و من جمله این بود:

هم چنین آن جعفر صادق لقب          آن امام پاک و پاکیزه نسب

 چشم و دل بگشود چون طیفور را           بایزید آن پای تا سر نور را

پیر بسطام از دمش شد زنده دل           صاحب دل آمد و فرخنده دل

گشته مأذون اجازت زان جناب           سلسله جاری شده زان مستطاب

 جمله درویشان شطاری لقب           خرقه بگرفته از آن کامل ادب

ولی وجه تسمیه و مقصود از آن نسبت معلوم نشد. و فی القاموس یقال شطر شطره ای قصد قصده الخ.

وشطار بر وزن فعال از برای مبالغه می باشد و تأکید در قصد الى جهت الله و الطریق الیه او قصدهم هو الله لا غیر. آنچه به نظر می رسد انحصاری ندارد و این انتساب به سلسله طیفوریه بلکه عموم سلاسل را شامل است.

عارف ربانی ملا عبد الصمد همدانی در اوایل کتاب بحرالمعارف می فرماید: ای عزیز در وصول به معرفت الله خلاف دارند که به چه طریق می شود.

بعضی را اعتقاد آنست که به ریاضت و تهذیب اخلاق و تبدیل آن کوشد و هر صفتی از صفات نفسانیه را که ذمیمه است و بیماری دل از آنست به ضد آن صفت معالجه نماید.

و ثالثها طریق السایرین الى الله و الطایرین بالله و هو طریق الشطار من اهل محبه الله فی جاده المحبه فالواصلون منهم فی البدیات اکثر فی غیرهم فی النهایات فهذه الطریقه هی المختار ومنیه على الموت بالاراده.

و چگونه رفع حجاب به اکتساب بتواند کرد و نفس اکتساب از حجب است.

ای عزیز میان بنده و خدا حجاب بسیار است از نور و ظلمت ارتفاع حجاب ظلمانی به انتقاء آنست و ارتفاع حجب نورانی به انتفاء التفات به آنست. انتفاء التفات گفتم نه نفى التفات، چی نفی التفات التفات به آنست چگونه التفات به التفات منتفی گردد و خون به خون شستن محال است ذکر حجابست و معرفت حجاب و محبت حجاب و چنین حجاب را رفع میسر نیست مگر آنکه انوار الهی بر دیده سالک غالب آید و او را از او بستاند و او را التفات به خود و اوصاف خود و ابتهاج و مسرت به کمالات خود نماند و بنده خدا گردد تا غایت بنده ذکر و محبت و معرفت بود بنده ذکر و بنده محبت و بنده معرفت بود نه بنده مذکور و محبوب و معروف که: (هر چه در بند آنی بنده آنی). سالک باید در بند گشایش و عدم گشایش نباشد که تا بنده در این بند است. نه بنده خداست. مال جویان عاشق مالند و این کس عاشق عشق و هر دو محجوبند، چه مال و عشق غیر خداست.

حکیم سنائی فرماید:

مکن در جسم و جان منزل که این دو نست و آن والا          قدم زین هر دو بیرون نه نه اینجا باش و نه آنجا

به هرچ از راه دور افتی چه کفر آن حرف و چه ایمان          بهرچ از دوست وامانی چه زشت آن نقش و چه زیبا

گواه رهرو آن باشد که سردش یابی از دوزخ          نشان عاشق آن باشد که خشکش بینی از دریا

نبود از خواری آدم که خالی گشت از او جنت          نبود از عاجزی وامق که عذرا ماند از او عذرا

سخن کز روی دین گوئی چه عبرانی چه سریانی          مکان کز بهر حق جوئی چه جابلقا جه جابلسا

 و مراد از مجذوب نه مسلوب التمیز است چنانکه عوام پنداشته اند، بلکه من یکون منفرده من غیر الله و ما عداه فهو من الله و الى الله ومع الله و بالله و فی الله.

از ذوالنون مصری منقول است که روزی پادشاه زاده با کوکبه تمام از در مسجد من بگذشت و من این سخن می گفتم که هیچ احمق تر از آن ضعیف نبود که با قوی تر از خود درهم می شود. آن پادشاه زاده درآمد و گفت: این چه سخن است؟ گفتم: آدمی ضعیف چه چیز است که با خدای قوی درهم می شود. آن جوان را لون متغیر شد و برفت. روز دیگر باز آمد و گفت طریق به خدای تعالی چیست؟ گفتم: یک طریق سهل است و طریق دیگر اکبر است اگر طریق کوچکتر خواهی ترک دنیا و ترک لذت و ترک معاصی کن و اگر اکبر را می خواهی ترک هر چه غیر از خداست، و دل را از همه خالی کردن. آن جوان گفت: لا و الله لا اختیار الاالطرق الأکبر. روز دیگر پشمینه پوشیده و در کار شد تا از جمله ابدال باشد.

و نیز در کتاب بحرالمعارف بعد از آنچه از وی نقل شد در فصل بعد می فرماید ای عزیز چون دانستی که طریق شطار بهترین طریق الى الله است بدانکه این طریقه حاصل نمی شود مگر به ذکر الهی و اشاره مرشد کامل راه رفته و آگاهی تا به آخر آنچه فرموده.

و اما آنچه بعضی گفته اند که شطاری آنست که به ظاهر لباس شاطرانه پوشند چنانکه در احوال عبدالرحیم اصطخری صاحب نفحات نقل نموده که طریقت وی ستر و اظهار شطارت بود جامه های شاطرانه می پوشید و سگان داشت که به شکار می برد، و کبوتران نیز می داشت، این طریق ملامتی است و انحصار به طیفوریه ندارد و مخصوص لباس شطاریه این نیست و تحقیق همانست که صاحب بحرالمعارف فرموده.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن