مشاهیر

در مذمت بایزید بسطامی

فی مذمتی

ای حبه مزبله کاروانگاه مراکب افعال! در پستی بمان، تا عقاب غیرت ترا برگیرد، و در حوصله صفت اندازد. قدم عدم گرداند، آنگه «کل من علیها فان» برخواند. شرم نداری که در بحر وحدت بی کشتی وحدت توحید را پستی کنی؟

ر اور ا روزی ابویزید از سرمستی گفت: «من خیمه خود را برابر عرش بزنم» سخن انبساط است، یافتن حلاوت وصل، تأثیر اتحاد. تعزز، تکبر با جان در مشاهده از لیت، و مستی بر حسن ابدیت، دعوی ربوبیت، از آن مستی بیرون آید، جنگری کند، و با حق سروری کند. چون از حق توانگری کنم، با حق مبارزت نمایم. از ما و من سخن گویند «ان هی الا فتنتک» بنگر. «أرنی» از مستی بود، «لن ترانی» از هستی. حدیث «تحت لوائی» و الرفیق الأعلى» این همه تا توئی حرفی بر صبوت ولایت است. در منزل احدیت خیمه و عرش چیست؟ زانگه انبساط دوئی است. با قاف کبریاء پنجه چه زنی که عنقاء دهر پیمای، در ورای ورائی بمقراض «لا» بر پریده است. تو حق را چنان دان که چنان است، که تو نبودی: توئی در توئی و منی هر دو بی منی است. والله که من غیورم، تا در جناب ملکوت چه می کند کون یا ناسوت؟

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن