مشاهیر

بایزید بسطامی در فیه مافیه مولانا

از فیه مافیه مولانا جلال الدین محمد بلخی(مولوی)

قرن هفتم هجری

حق تعالی با بایزید گفت که یا بایزید چه خواهی؟ گفت: خواهم که نخواهم، ارید ان لا ارید. اکنون آدمی را در حالت بیش نیست. یا خواهد یا نخواهد اینک همه نخواهد این صفت آدمی نیست این آنست که از خود تهی شده است و کلی نمانده است که اگر او مانده بودی آن صفت آدمیتی درو بودی که خواهد و نخواهد. اکنون حق تعالی می خواست که او را کامل کند و شیخ تمام گرداند تا بعد از آن او را حالتی حاصل شود که آنجا دوی و فراق نگنجد وصل کلی باشد و اتحاد، زیرا همه رنجها از آن می خیزد که چیزی خواهی و آن میسر نشود چون نخواهی رنج نماند مردان منقسمند و ایشان را درین طریق مراتب است بعضی بجهد و سعی به جایی برساند که آنچ خواهند به اندرون و اندیشه به فعل نیاورند، این مقدور بشرست، اما آنک در اندرون دغدغه خواست و اندیشه نباید آن مقدور آدمی نیست آنرا جذبه حق ازو نبرد.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن